|
باغ گیلاس
به باغ گیلاس خوش آمدید
|
همان شبی که تو رفتی به هق هق افتادم
همان شبی که تو رفتی ترانه سر دادی
و چار حرف مرا با کلاغ پر دادی
تمام سهم من از تو همیشه پاییز است
و لحن زندگی ام بعد تو غم انگیز است
و تو که نام مرا هم درست یادت نیست
نشانی من و صندوق پست یادت نیست
مثال ساده ی رودی که بر نخواهی گشت
مرا تکانده سرودی که بر نخواهی گشت
برای اینکه بمانی بهار آوردم
هزار تا غزل گریه دار آوردم
مرا ببخش و از این پس بیا بهارم باش
و پادشاه اتاق سه در چهارم باش
نشد که یک شب یلدا حلال من باشی
حرام بوسه بنوشان که مال من باشی
نخواستم که شبی زائر شما باشم
فقط اجازه بده شاعر شما باشم
اگرچه با تب و هذیان دوباره در گیرم
مرور خاطره هایت نمی کند سیرم
... و بین مردم اینجا غزل خرافات است
و عشق مسخره ی دست ارتباطات است
برایت از چه بگویم که خانه ام سرد است
مرور خاطره هایت تداعی درد است
دلم گرفته برایم تو سرسری بنویس
و یا که نه دو سه خط رقص و بندری بنویس
چه احتمال قشنگی که عاشقم باشی
میان خالی گلدان شقایقم باشی