|
باغ گیلاس
به باغ گیلاس خوش آمدید
|
یک چــله در عــزای تــو پـرپـر تپیده ام
یک چــله می شود که خدا را ندیده ام
سوگ تو سهم روسری ام را سیاه کرد
ماتــم بــرای هــر چـه غـزل افـریده ام
بــرخیز از کفـن کــه بپوشانمت عــزیـز
پــیراهـنی قشنگ بـــرایت خــریــده ام
پر می زند تمام زن از تخت سی سی یو
بی تــو هــزار حادثــه - کابــوس دیــده ام
اوار می شود به سرم هر چه بی کسی است
ایـــن روزهــا چــه سـاده به پـایـان رسیده ام