|
باغ گیلاس
به باغ گیلاس خوش آمدید
|
تنها تو در شقیقیه ی من تیر می کشی
سهم من از تو یک غزل ساده می شود
دریا که توی پیرهنم جا نمی شود
من خیس بغضهای خودم می شوم ـ قبول
ا ز متن روزهای تو کم می شوم ـ قبول
هی وعده می دهم به دلم می رسی شبی
بر شانه های خسته ام آوا ر می شوی
***
«تا شانه ات مما س من و شانه ام شود»
یادت عجیب نیست که هم خانه ام شود
آسوده روی بازوی تردم شبی بمیر...
سیگار این مسکن مسموم ر ا بگیر...
سیگار می شوم که بگیرانی ام ـ عزیز
با بوسه بوسه بوسه بمیرانی ام ـ عزیز
باران گرفته نبض مرا در فضای شهر
باید ترا نفس بکشم د ر هوای شهر
مردادی ام بهانه ی آبان گرفته ام
طعم غریب بوسه و باران گرفته ام
تا آمدی و دلخوشی ام را قدم زدی
دیروزهای قهوه ای را رقم زدی
دلواپس شنیدن یک بیت بودنت
شعری بخوان که لال شوم از سرودنت
حالا که بی ادامه ترین راه ممکنی
حالا که سر به مهرترين آه ممکنی
من فرض می کنم که گلاویز خنده ای
من فرض می کنم که تو لبریز خنده ای
شاید که در شقیقه ی من بایگانی است
مردی که گاه شاعر و گاهی روانی است ...